پژوهشكده تحقيقات اسلامى
125
تاريخ اسلام در عصر امامت امام على ( ع ) ( فارسي )
پرداخت . « 1 » بازتاب شهادت عمّار شهادت « عمّار ياسر » و « هاشم مِرْقال » هر چند اميرمؤمنان عليه السلام و يارانش ر ا متأثر كرد ؛ بگونهاى كه در سوگش گريست و شعرى سرود كه : « اى مرگى كه رهايم نخواهى كرد ، مرا نيز راحت كن . زيرا تمام دوستانم را از من گرفتى ، مىبينم دوستانم را خوب مىشناسى . گويا به كمك راهنما به سراغشان مىروى . » « 2 » ولى مرگ وى چهرهء باطل را نيز بر مَلا ساخت و روحيّهء جمعى از سپاهيان شام را متزلزل كرد ؛ چندان كه عدهاى از آنان ، از جمله عبداللَّه بن سُوَيْد - با يادآورى حديثى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء عمّار فرموده بود - باغى و باطل بودن معاويه برايشان آشكار شد و از يارى او دست كشيدند و به اميرمؤمنان عليه السلام پيوستند . شهادت عمّار بقدرى وضع سپاه دشمن را متزلزل كرد كه عمروعاص مجبور شد براى خنثى كردن آثار آن ، دست به نيرنگ و دروغپردازى زند . از اين رو اعلام كرد : « قاتل عمّار ما نيستيم ؛ بلكه قاتل او على است كه او را به جبهه و جنگ كشانده است . » معاويه نيز به جرم اينكه عمروعاص دربارهء عمّار حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده و با اين كار ، سپاه شام را به تباهى كشانده است ، او را مورد سرزنش قرار داد و گفت : مردم شام را عليه من شوراندى ! آيا لازم است هر چه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدهاى بيان كنى ؟ گفت : « من چه مىدانستم روزى جنگ صِفّين رخ خواهد داد . آن روز كه اين حديث را نقل كردم عمّار همراه و موافق من و تو بود . و تازه خود و تو نيز عين آنچه كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كردهام ، بر زبان آوردهاى ( اگر منكرى ) از مردم
--> ( 1 ) - وقعه صفين ، ص 348 ( 2 ) - الا ايُّها الْمَوْتُ الَّذى لَسْتَ تارِكى ارِحْنى فَقَدْ افْنَيْتَ كُلَّ خَليلٍ . اراكَ بَصيرا بِالَّذينَ احِبُّهُمْ كَانَّكَ تَنْحُوْ نَحْوَهُ بِدَليلٍ